این روزها عملاً هوش مصنوعی دارد در همه جای زندگی ما آدم ها سرک می کشد. تراپی یا روان درمانی یکی از آن جاهایی است که هوش مصنوعی در آن حسابی وارد شده و مراجعه کنندگان خود را دارد. در واقع می بینیم که امروزه بسیاری از آدم ها، چه برای یک درددل ساده باشد، چه برای گرفتن انواع تمرینات روان درمانی و رشد فردی، هوش مصنوعی را به هوش طبیعی (روان درمانگران و مشاورهای دارای پوست و گوشت و استخوان) ترجیح می دهند. اما چرا؟ چرا روان درمانی با هوش مصنوعی؟ این چرا می تواند جواب های مختلفی داشته باشد، اما به شخصه هر بار به این قضیه فکر می کنم قبل از هر چیزی یاد تجربه خودم از جلسات مشاوره حضوری می افتم:
سال ها پیش برای اولین (و آخرین) بار به جلسه مشاوره فردی رفتم. این که آیا خود جلسه مشاوره سودی برای مشکلم داشت، واقعاً نمی دانم. اما می دانم باعث شد که تا همین امروز دیگر به راحتی پایم را در هیچ جلسه روان درمانی و مشاوره ای نگذارم. سال های بعد، هر وقت یاد جلسات مشاوره ام می افتادم بیشتر از اینکه به یاد فواید و رشد شخصیتی خودم بیفتم، یاد رفتار و صحبت های آزاردهنده مشاورم می افتادم و از خودم تعجب می کردم چطور هفته ها با پای خودم آنجا می رفتم و هیچ واکنشی به رفتار غیرحرفه ای این مشاور نداشتم. البته که کم سنی و کم تجربگیم به علاوه اعتماد به نفس پایینم باعث شده بود که در عین این که از نحوه رفتار و صحبت های این فرد اذیت می شدم حتی به ذهنم نرسد که آزردگی خودم را بیان کنم یا اصلاً جلسات را نصفه کاره رها کنم و سراغ یک مشاور دیگر بروم. و فکر می کنم برای مدت ها من هم تبدیل شدم به یکی از آن افرادی که می گویند: «این تراپیستها خودشان بیشتر نیاز به تراپی دارند!»
بعضی از ما به هوش مصنوعی بیشتر اعتماد داریم تا به آدم ها!
تجربه ای که من داشتم، فقط تجربه من نیست. بارها از افراد دیگری هم مثال هایی شنیدم از اینکه نتوانسته اند با شخصیت و رفتار فرد روان درمانگر ارتباط مثبتی برقرار کنند. پس به طور کلی از چنین جلساتی ناامید شده اند. بعضی ها هم بی آنکه مستقیم و رو در رو تجربه مشاوره داشته باشند، با توجه به تجربیات شخصی خود با آدم های دیگر، نمی توانند به آدم دیگری هر چند متخصص اعتماد کنند تا از عمیق ترین مسائل روحی و خصوصی ترین خاطرات زندگی خود را با این افراد صحبت کنند. شاید ترس از قضاوت شدن توسط یک آدم دیگر، یکی از دلایل این بی اعتمادی باشد. اگر بخواهیم در یک جمله بگوییم، بعضی مردم با هوش مصنوعی احساس راحتی بیشتری دارند تا نسبت به آدم ها پس مشاوره با آن را ترجیح می دهند. (البته که بعضی ها هم نسبت به دنیای مجازی بی اعتماد هستند.)
اما آیا دلایل دیگری هم هست که آدمها را به روان درمانی با هوش مصنوعی بکشاند؟
البته، صرفه جویی در زمان و هزینه در بسیاری موارد عوامل مهم تری برای افراد است.
هر چه هزینه کمتر، بهتر!
باید بپذیریم که با توجه به سطح درآمد متوسط قشر ضعیف و حتی متوسط جامعه، هزینه جلسات مشاوره و روان درمانی چندان ارزان نیست. از طرفی این جلسات معمولاً به یک یا دو جلسه هم ختم نمی شوند. افراد برای گرفتن نتیجه باید به صورت مستمر در جلسات مشاوره شرکت کنند که در نهایت مبلغ قابل توجهی می شود و شاید پرداخت آن برای همه راحت نباشد. (البته که بعضی ها هم دارند اما زورشان می آید پولی بابت روان درمانی بپردازند!) پس طبیعی است که وقتی هوش مصنوعی با مبلغ بسیار کمتری و یا حتی کاملاً رایگان می تواند آن جلسات را برگزار کند، مطمئناً مشتری های زیادی را به سمت خود می کشاند.
شما بخواهید تا مشاور ظاهر شود!
می خواهید یک جلسه مشاوره داشته باشید؟ همینطوری که نمی شود اول باید وقت بگیرید. تماس بگیرید، پیام بگذارید. «این هفته که نمیشه. نوبتا تا آخر هفته پره. برای هفته بعد. نوبت صبح نداریم. فقط بعد از ظهر. راستی ماه بعدم دکتر تشریف ندارن. سفر خارج تشریف میبرن. قرار بعدیتون میفته برای سه ماه آینده…»
اما اگر بخواهید جلسه روان درمانی با هوش مصنوعی داشته باشید، تنها کافی است دسترسی به برنامه یا سایت هوش مصنوعی داشته باشید. هیچ محدودیتی برای زمان و دفعات مراجعه شما وجود ندارد. و این یکی از نکات مثبت مشاوره و روان درمانی با هوش مصنوعی است. شاید برایتان پیش آمده که وقتی بیشترین آمادگی را برای صحبت در مورد مشکلات شخصی و احساساتتان دارید، اتفاقاً شرایط مراجعه در لحظه به مشاور و روان درمانگر را ندارید. اتفاقی ناگهانی افتاده که باعث شده به بریزید و دوست دارید همین الان که تمام احساسات و خاطرات قدیم در ذهنتان بالا آمده، با کسی صحبت کنید. یا آخر شب است و قبل از خواب فکرهای گوناگون بالا آمده و در سکوت شب ناگهان در شرایط روانی قرار گرفته اید که شاید به نظرتان بهترین موقع برای صحبت کردن با یک مشاور باشد. اما آن موقع شب کدام مرکز مشاوره ای باز هست و کدام مشاور بیدار و هوشیار؟ این جاست که مشاوره و روان درمانی با هوش مصنوعی می تواند راهگشا باشد.
آیا هوش مصنوعی روان درمانگر حرفه ای است یا فقط ادا درمی آورد؟
اینکه هوش مصنوعی از نظر حرفه ای واقعاً چه حد کارش را بلد است، سوالی است که جوابش باید توسط متخصصین این رشته داده شود. هر چند این روزها خیلی ها نسبت به روان درمانی با هوش مصنوعی نظر مثبتی داشته اند اما به نظر نمی رسد برای مشکلات پیچیده روانی، هوش مصنوعی به تنهایی بتواند معجزه کند. (حداقل تا این زمان که این مقاله در حال نوشته شدن است)
اما هوش مصنوعی مدام در حال رشد است و روز به روز در انجام امور مختلف باهوش تر و ماهرتر می شود. شاید آنچه که امروز باعث می شود به توانایی هوش مصنوعی شک کنیم تا چند سال آینده کاملاً بی مورد برسد. و شاید هم تجربیات انسان ها به سمتی برود که هر کاری را به دست هوش مصنوعی نسپارد. از طرفی با تمام نکاتی که گفته شد، هنوز هم بسیاری از آدمها ارتباط انسانی (انسان با انسان) را به هوش مصنوعی ترجیح می دهند و فارغ از اینکه هوش مصنوعی چقدر در مشاوره و روان درمانی می تواند خوب باشد، انتخابشان یک روان درمانگر از گوشت و پوست و استخوان است.
اگر می خواهید روان درمانی با هوش مصنوعی را تجربه کنید، اینجا لینک سایت سه مورد از معروف ترین برنامه های هوش مصنوعی که روان درمانی هم می کنند، قرار داده شده است:
- Chat GPT
- Gemini
- Clearmind
پی نوشت: یک مشاور یا روان درمانگر حرفه ای فقط به صحبت های مراجعه کننده خود گوش نمی دهد. به لحن صحبت او و زبان بدن او نیز توجه می کند و چه بسا با توجه به این نکات اطلاعات بیشتر و مهم تری از فرد دریافت می کند، اما آیا هوش مصنوعی چنین دریافتی را می تواند داشته باشد؟ آیا در آینده هوش مصنوعی های روان درمانگر خواهند توانست به خوبی یک انسان به این نکات توجه و آن ها را تحلیل و تفسیر کنند؟